|
جل الخالق
اینجا یه چیزایی آدم می بینه که شاخ به معنای واقعی در میاره ... پریشب من و یلدا نشسته بودیم داشتیم تلویزیون نگاه می کردیم، دیدیم ۳ تا مارمولک( که اینجا بهشون می گن گیگو) از پشت تابلوهای بالای تلویزیون آمدن بیرون ... از اونجایی که اینجا خیلی با طبیعت دوستانه برخورد می کنن، دیدن مارمولک توی خونه، یکی از ساده ترین و البته بهترین چیزایی که می تونه پیش بیاد چون حداقل باهات کاری نداره و تمیزه و پشه ها را هم میخوره ... به خاطر همین منو یلدا انگار که یکی از هم خونه ای هامون را دیدیم، هیچ توجهی نکردیم و برنامه را نگاه کردیم .... ولی یک خورده که گذشت... که مارمولکها رفتند توی راهرو تا برای خودشون گشتی بزنند، یهو یک صدای عجیبی شنیدیم... انگار که یه جوجه کلاغ توی راهرو گیر افتاده... جفتمون یهو خشکمون زد ... یلدا بلند شد،با احتیاط چراغ راهرو را روشن کرد و یک نگاهی کرد... آمد نشست... گفت هیچی نبود...
دیشب که دوباره نشسته بود و داشت تلویزیون نگاه می کرد با تعجب ا آمد بالا و گفت: میدونی دیشب صدای همون مارمولکا بود که شنیدیم؟؟؟... گفتم: یلدااااااااااااااااا، آخه مارمولک که صدا نداره .... گفت: صبر کن، صبح از مارگارت می پرسیم!!!... صبح که از مارگارت پرسیدیم... یه جوری با تعجب گفت آره، که انگار ازش پرسیده بودیم، درخت برگ داره؟؟؟
جل الخالق، شما می دونستید که مارمولک صدا داره؟؟ شایدم مارمولکای اینجا صدا داره؟؟ به نظر شما مارمولک صدا داره؟؟ شما تا حالا صدای مارمولکای ایرانو شندید؟؟ می دونستید که صداش خیلی هم بلنده؟؟ فقط من نمی دونستم که مارمولک صدا داره؟؟؟ |